السيد الخميني
مصباح الهداية 211
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
--> - شد . ) توشته است : « مرحوم ملا حسن نايينى مردى بود از اوتاد ؛ در علوم دينى يگانه ، و در علم توحيد مردانه . شصت سال در يكى از حجرات فوقانى مدرسهء « نيما ورد » مجردانه به سر برد . بضاعت او مكرر به تقويم اهل بصيرت رسيد ، لباسا ، و اساسا زايد بر چند قران نمىارزيد . و حالش شايد شعر مولوى بود كه فرمود : « دستار و سر و جبهء من جمله به هم / قيمت كرند هرسه را يك درهم . نشنيدستى نام مرا در عالم / من هيچكسم ز هيچ هم چيزى كم . » ملا حسن در عمر دراز تحفه و نياز از احدى قبول ننمود . راه گذرانش منحصر بود كه سالى ده - بيست روز وقت حصاد به دهات حوالى شهر خوشهچينى مىفرمود . روزى يك من و نيم - به سنگ شاه - جو دستگيرش مىشد . تمام سال را به همان اكتفا مىفرمود . شبانه روز دو - سه سير آن را با سنگ و چوب نيمكوب مىگوييد و با آب و نمك در ديزى گلى مىپخت و مىخورد ، و هميشه متذكر و متشكر . در زمستان و تابستان زيرانداز نداشت ، و با بىلحافى و روى باز عادت داشت . خواب به چشمش نمىرفت الا قليل . خود را دايم با آب سرد مىشست . دير دير چرك مىشد ؛ و زود زود از حجره بيرون نمىرفت . شبها چراغ دلش روشن و منزلش تاريك . يك ورق كتاب نداشت . همهء عمر شاگرديش را كسى نديد ، ولى در همهء علوم استاد و فريد دهر بود . خاصه حكمت الهى و انواع علوم رياضى . از صبح تا به شام طلاب علوم مختلفه دسته دسته پيوسته به مدرسش حاضر مىشدند و استفاده مىكردند . فيضش بسيار مىرسيد . و مادام حيات ناخوشى به او نرسيد الا مرض موت . فرزند جسمانى نداشت ، اما در بلاهء اولاد روحانى او زيادند . « هركجا ز ايشان يكى نيكو پى است / بىمزاج آب و گل نسل وى است » . مرحوم حاج شيخ مهدى مازندرانى از مير شهاب الدين نيريزى شيرازي ، و او از ميرزا محمد رضا ، نقل كرده كه آخوند ملا حسن اشخاص نادرى را مىپذيرفت ؛ و گاهى كه به ذكر و عبادت و يا در عالمى ديگر سير مىكرد ، مىگفت : « حسن زير لجل است . » آقاى آقا ميرزا محمود -